علي بن حسين انصارى شيرازى
321
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
صاحب مخزن الادويه در اين باره مىنويسد : فالنجيقن لغت يونانيست بمعنى رتيلا و فالنجيطس و لوفاقينس نيز آمده است و آن نباتيست كه وى را دو شاخ يا سه شاخ متفرق بود از يكديگر و گل آن سفيد شبيه بسوسن . . . فاظ صاحب منهاج گويد كه صاحب جامع گويد آن دواى تركى بود كه دفع مجموع زهرها بكند و گزندگيها چون با شراب سرد بياشامند و دردهاى سخت را ساكن كند مؤلف گويد ظن من آنست جدوار است كه از طرف ختا مىآورند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بعضى گفتهاند لغت رومى است و تفليسى گفته عربيست و بسريانى بالطاء و برومى قطيلامج نامند و تا حال ماهيت آن خوب معلوم نشده است در كتاب طب قديم نوشتهاند كه فاذج است كه سنگ زرد مائل بسفيدى و سبزى است فادج مؤلف گويد سنگ زردى است كه بسفيدى زند و سبزى و هر رنگى ديگر كه بر وى ظاهر بود اين سنگ از آخر هندوستان و از طرف درياى چين نيز بياورند و نيكوترين آن چينى بود و شربتى از وى كسى كه زهر داده باشند دوازده جو باشد كه به آب سرد بياشامد و اين سنگ در آتش نسوزد و چون با زردچوبه بسايند هر سنگ مانند پست بماند پادزهر همه زهرها باشد خاصه در طلا كردن و بعضى گويند كه وى فاظ است كه گفته شد فاوانيا فاونيا نيز گويند و كهبانا و آن عود الصليب بود نر و ماده دارد و آنچه نر بود ورق وى مانند ورق جوز بود و بيخ آن ستبر بود و سفيد مانند انگشتى بود و در طعم وى قبضى بود و آنچه ماده بود كثير الشعب بود و بيخ وى مانند بلوط و هفت يا هشت عدد بود و نيكوترين آن ستبر رومى بود و وى فاضلتر از رومى بود و طبيعت آن گرم و خشك بود در دويم و گويند معتدل بود در حرارت و در وى تجفيفى و قبضى با تحليل بود و مفتح و ملطف بود و وى آثار سياهى از بشره ببرد و چون بر طفلان بياويزند ما دام كه آويخته بود صرع زحمت ندهد و چون با شراب بياشامند درد شكم و يرقان و درد گرده و مثانه را نافع بود و چون با شراب بپزند و بياشامند شكم ببندد و آنچه ماده بود بر ساق وى غلافى پيدا شود مانند غلاف بادام و چون شكافته شود حبها سرخ بسيار بود مانند خون و به شكل ناردانه بود و در ميان آن حبى سياهرنگ بود و چون از اين حب سرخ يازده حب به شراب سياهرنگ قابض بياشامند قطع نفث دم بكند از رحم و چون بخورند نافع بود جهت درد معده و لذع كه عارض شود در آن و چون كودكان بخورند و يا بياشامند در ابتدا سنگ مثانه نافع بود و آنچه حب سياه بود چون از وى پانزده حب با شراب بياشامند اختناق رحم كه عارض شود از درد رحم و كابوس را نافع بود خاصه ماده وى بعضى گويند چون بآهن پاره كنند اين خاصيت از وى باطل شود و نقرس را نافع بود و ضربه و سقط و صرع را عظيم مفيد بود و چون ثمر وى بخور كنند مصروع و مجنون را نافع بود و اگر از ثمر وى گردنبندى سازند و در گردن كودكى مصروع آويزند صرع از وى زايل شود و اگر عود وى سحق كنند و در صرهء بندند و مصروع دايم بويد نافع بود و ذيمقراطيس گويد بيخ وى و ثمر وى نافع بود جهت هر مرضى كه باشد دخان كردن و چون بياويزند بر كسى كه در بيابانها رود از همه آفتها ايمن باشد و اسحق گويد عود الصليب مضر بود بمعده و مصلح وى كثيرا بود و بدل آن زفت بود و گويند بدل وى غاريقون و زراوند مدحرج بود و ديسقوريدوس گويد پوست انار با ورق آن و فرسمور و سوق الغزال چون باهم جمع كنند بدل آن فاوانيا بود و خاصيت بدهد و ابن مؤلف گويد كه ابن ماسويه آورده است كه بدل فاوانيا التمكت است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : فاوانيا آن را عود الريح و بسريانى كهبانا و كهبنا نيز و نزد اهل مغرب معروف به عود الحمير است و مىگويد بگفته بعضى كه گفتهاند نر آن چون در جوف آن خطوط صليبى است عود الصليب و مادهء آن را كه آن خطوط ندارد فاوانيا خوانند و اين اصح اقوال است لاتين FABARIA فرانسه ORPINE , REPINE انگليسى ORPINE فار بپارسى موش خوانند خون وى قطع ثاليل بكند و چون بشكافند و بر خنازير نهند يا بر گزندگى عقرب نافع بود و گويند